صدای سخن خرم

به جهان خُرم از آنم ،که جهان خُرّم از اوست
عاشقم برهمه عالم ،که همه عالم از اوست …
از او که عالم آرای ازَل است واَبَد ،به هزار زبان ،سخن گفته اند وُ می گویند وَ این حدیث را ، سررشته ای است به درازای ابدیت .
گاه این سخن در کالبُدِ خیال وُتصویر وُ تشبیه وُ استعاره ،خوش می نشیند وُ به شعری موزون وُ زیبا ،استعاله می یابد :گاه در رنگین کمانی تابان ،چون جواهر ،جلوه کرده وُ بر بومِ نقاشی چیره دست ،نقش می گردد و گاه ،چونان نُت هایی ملکوتی که نجوای فرشتگان در اوست ،از پنجه ی شیرین وُ جادوییِ خنیاگران ،می تراود وُ به نغمه هایی خُرم وُ جاودانه تبدیل می شود .از آن دست که در سازوُنواهای همایون خُرّم ،بارها وُ بارها به گوشِ جان شنیده ایم ودر خاطره نوازی های آن ،حیران وُ شیفته مانده ایم .
چه نیکو گفته اند که موسیقی ، غذای روح وُ روانِ آدمی ست وَ چه نیکوتر ،اینکه موسیقی ،ادامه وُ امتدادِ زبان وُ بیان است ،آنجا که انسان از سخن ،باز می مانَد.
موسیقی ،هنری دشوار است وَ هم از اینروست که موسیقدان های نامدارِ ما ،انگشت شمارند .
از این میان ،نامِ همایون خُرّم چون الماس می درخشد .
دیشب جشن نور و نوا بود در پنجمین اختتامیه جشنواره ای که ۵ سال پر افتخار را در کارنامه دکتر بردیا صدرنوری و یاران کاربَلَدش در موسسه راد نواندیش، به ثبت رساند.
۵ سال همدلی خانواده ها با نازنین، دلبندان هنرمند و گلهای خُرّم باغ استاد، که با همراهی فرزند ارجمندش مهندس رضا، به گلستانی از عشق بدل شده است…
دیشب همه در سر شوری داشتند…
دیشب غوغای ستارگان بود و مهر آسمانیان در تبلور هنر کودکان سرزمین سبز…
دیشب سراسر سپاس بود و آسمان…
و دیشب خُرّم، همایون تر از گذشته لبخند می زد…
آری هربار که آهنگی از این فخرِ موسیقیِ ایرانی ،شنیده می شود ،پرتوی تازه از درخششِ ذهن وُ اندیشه وِ احساسِ او تابیدن می گیرد ،که گوشه های تاریکِ جان وُ جهانِ مارا، روشن میدارد .
از مباحثِ فنیِ آثارِ مهندس همایون خُرّم ،اهلش باید سخن بگویند .
اما این سخن ،سخنِ عشق بود ،سخنی که به قولِ خواجه،خوش تراز صدای آن، ،یادگاری در این گنبدِ دَوّار نماند وُ نخواهد ماند …

مریم غیور- فعال فرهنگی و اجتماعی

ارسال پاسخ