پس از شیوع کرونا؛ فرصت شناسی به وقت بحران

هنوز صدای آن جوانک از پشت تلفن توی گوشم هست.دوهفته پیش بود که از واحد حقوقی بانک…تماس گرفته بود وضرب الاجل آخر هفته را برای پرداخت اقساط معوقه ام گوشزد کرد
نهیب زد که اگر پرداخت نکنید پرونده شما حقوقی می شود و فلان وبهمان…
به او گفتم که به گمانم فقط یک قسط معوق دارم و سررسید این ماه هنوز نرسیده است،پاسخ داد به هر حال پرونده شما زیر دست من است(یعنی حرف زیادی موقوف،قسطت را بده و برو).
جانم برایتان بگوید که سر موعد(همین چند روز پیش ) قسط را دادم و شر را خواباندم.بگذریم…
تا اینکه خوردیم به بحران کرونا و گرمی بازار مواد ضدعفونی کننده و الکل و ابزار میکروب کشی و…که خبری توی خبرها توجهم را جلب کرد:
“نیوساد برای دریافت تسهیلات با بانک عامل به مشکل برخورد.”
اینکه یک کارخانه بزرگ و صاحب برند لوازم بهداشتی کفگیرش ته دیگ خورده و دربه در دنبال تسهیلات بانکی است دیگر خبر دندان گیری برای رسانه ها نیست.اگر هم ساعات کارش را به سه شیفت کاری دراین روزهارسانده،یقینا در کنار ثواب معنوی سودمادی سرشاری هم برده وصرفادرراه رضای خدا ازدیاد شیفت نداشته است اما اینکه همکاران مطبوعاتی برای گرفتن تسهیلات چند میلیاردی این کارخانه، صفحه و ستون و تریبون رسانه ای زمین میزنند و بیانیه امضا می کنند برای منی که۱۹سال خاک مطبوعات خورده ام سئوال برانگیز است…
اگر فروشندگان مواد اولیه ضدعفونی-مشخصا الکل- مبنای معامله را”نقدی”کرده اند و به این دلیل نیوساد دنبال تسهیلات برای خرید مواد اولیه است آیا فروشندگان محصولات بهداشتی(امثال شرکت نیوساد ) دراین شرایط نحوه دریافت وجوهشان را مدت دار و اعتباری کرده اند؟! تعارف که باهم نداریم نیوساد هم مانند بسیاری دیگر ازین شرکتها دراین بلبشو،فروشش رابالابرده و سودش را برده و ایرادی هم ندارد چون منطق اقتصادی همین است:”کسب منفعت و دفع ضرر.”این وسط دیگر دلیل گرد وخاک رسانه ای را نمی فهمم.اینکه به اقتضای شرایط و بحران کرونا،ازاین آب گل آلود ماهی خودمان را بگیریم نه تنها صواب نیست بلکه “ثواب”هم ندارد.صحبت یک قران و دوزار که نیست یقینا صنعتی درآن ابعاد،مثل من روزنانه نگار،لنگ چندمیلیون تومان نیست واعتبار درخواستی بایدسربه میلیاردها بزندو بامطالبات معوق نیوسادو مواد اولیه خریداری شده و…تناسبی داشته باشد بانک عامل هم حساب دخل و خرجش از من وشما بهتر است واز لانه پرستوی زیرشیروانی هم اجاره بهامیگیرد تا بانک باقی بماند وحتما چیزی دراین میانه هست که من و شما ازآن بی خبریم وگرنه “صاحب سرمایه”پای “صاحبان قلم”را به میان نمی کشید تا تیتر یک شود ودراین وانفسای شبگیر کلاهش را باد نبرد.
ناگفته پیداست بانک عامل هم به قدر و قاعده وکیل و وصی داردو از پس مدعیان برمی آید.دردم ازاین است که چرا این”تبعیض آزاردهنده”همه جا بسته به ریشمان است و اگر بنا به مهربانی سیستم بانکی است،این حاتم بخشی مشمول ما رعایا نمی شود؟! اگر بانکها قرار است از کیسه خلیفه ببخشنداین گشاده دستی چرا شامل حال همه نمی شود؟حالا هرکسی به فراخور حالش.
قرار نیست به بهانه بحران کرونا وباتهدید به تعطیلی خطوط تولید وبیکاری کارگران،هرکسی که انبانش بزرگتر است بیشتر هم ببرد؟اهم آن کسی که ماسک وضدعفونی کننده احتکار می نماید وجدان جامعه را جریحه دار می کند و هم کیسه دوختن از رنج خلایق کار زشتی است.
می گویند دوستان”احمد شاملو”عتابش کردند که چرا به دفتر فرح پهلوی رفت و آمد دارد؟شاملو جواب داد:”امان ازغم نان.”
همکاران رسانه ای؛ می فهمم که رسانه چرخش با آگهی ورپرتاژ می چرخداما باور کنید که بیانیه امضا کردن وخرج شخصیت حرفه ای برای وام گرفتن یک کارخانه را نمیفهمم.
اخبار آزار دهنده از تبعیض درنحوه توزیع امکانات پزشکی و تشخیص و بستری برخی آقازاده های مبتلا به کرونا به اندازه کافی استخوانمان راسوزاند دراین شرایط که دستمان کوتاه و خرما برنخیل است،مراعات احوال قاطبه ی مردم جای دوری نمی رود.بد نیست دستکم در نحوه تخصیص منابع مفهوم”عدالت”را ببینیم نه اینکه هرکسی صدایش بلندتر است سهم بیشتری بگیرد….

نویسنده: مسعود مجاوری

انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای منتشر می شود.

ارسال پاسخ