توسعه گردشگری، خیانت یا خدمت؟

مهتا صدری: استان گیلان پس از تجربه مدل های توسعه ای مختلف، اکنون به ایستگاه گردشگری رسیده است. موضوعی که ده ها ورق در خصوص فواید آن، پژوهش، گفتگو و مصاحبه وجود دارد اما در عمل آنچه مشاهده می شود چه در حوزه مهاجرت پایدار غیربومیان و چه ورود مسافران مقطعی، آن چنان درگیر معضلات جدی و عدم مدیریت صحیح بوده ایم که به نظر میرسد، مضرات آن بیش از منفعتش باشد.

به محض ورود به هر منطقه از گیلان و مشاهده عینی اثرات مخرب هجوم گردشگران، سوالی که ذهن هر فرد را درگیر میکند این است که آیا گردشگری در فقدان حداقل های زیر ساخت و فرهنگ سازی متناسب با زیست بوم می تواند گره ای از مشکلات مردم باز کند؟ آیا تاکنون توانسته کمکی به اقتصاد و براساس اهداف موضوعه، اشاعه فرهنگ بومی کند؟

گردشگری چه از بُعد اقتصادی و چه از بُعد اجتماعی و زیست محیطی، ذهن بسیاری از کارشناسان را به خود مشغول کرده است. کارشناسانی که پروژه های مبتنی بر گردشگری را تنها در صورتی پایدار میدانند که با دقت مدیریت شوند تا اثرات منفی بالقوه آن بر جوامع میزبان و محیط زیست بر منافع مادی حاصل از آن پیشی نگیرد که این خود زنگ خطری جدی محسوب می شود.

اثرات مثبت گردشگری که میتوانست با تعامل میان جامعه میزبان و مسافران، درک فرهنگی بهتری ایجاد کند و افراد را به حفظ آداب و رسوم سنتی، صنایع دستی و …ترغیب کرده و نتیجتا موجب حفظ و اشاعه هویت بومی باشد، امروز در این استان دیده نمیشود.

استعمال مواد مخدر، مشروبات الکلی، رعایت نکردن هنجارهای جامعه بومی در بحث نوع پوشش و… و در همین راستا درگیری های ناگزیر اهالی با مسافران، افزایش سطح جرم، آلودگی های صوتی و از بین بردن آرامش ساکنان روستا و ایجاد مزاحمت برای احشام آنان، سهل انگاری و عدم مسئولیت در حفظ طبیعت که موجب خسارت های جبران ناپذیری به زیست بوم محلی می شود همچون آتش سوزی هکتارها جنگل که بارها رخ داده است و همچنین مسئله جدی انباشت زباله در طبیعت و… معضلات ورود گردشگر به یک جامعه محلی بدون مدیریت صحیح می باشد.

در بازدید میدانی از روستای بوم گردی حلیمه جان از توابع دهستان بلوکات شهرستان رودبار و گفتگو با برخی از ساکنین این روستا به عنوان روستایی که با سر و صدای بسیار و حضور گسترده مسئولین به شبکه روستاهای بوم گردی کشور پیوست، شاهد عدم رضایت و شکایت اهالی آن از فقدان حداقل امکانات برای استفاده گردشگران و در موارد بسیاری استفاده از امکانات شخصی روستاییان برای رفع حاجات آنان و دست و پنجه نرم کردن این مردم با کلیه مواردی بودیم که پیشتر نیز ذکر شد.

اثرات منفی ورود گردشگران و مهاجرین غیربومی به منطقه به وضوح قابل لمس است. مشاهده تفاوت سطح زندگی مهاجرین از ساخت ویلاهای لوکس و بدون توجه به بافت معماری سنتی روستا و سرمایه گذارانی که حتی رغبت ندارند از جوانان منطقه برای اشتغال استفاده کنند تا جوانی که کار و کسب کوچک محلی اش را نیز با ورود این افراد از دست داده است، تغییر کاربری زمین های کشاورزی، زباله های رها شده در جنگل و در کنار تنها دریاچه زیبا و چشم نواز این روستا، حضور مسافرین هنجارشکنی که با شلوارک و بدون حجاب مناسب در منطقه تردد می کنند، مادری که در رویای دریافت تسهیلاتی اندک برای ساختن یک تنور و پخت نان محلی ست و می گوید که پرونده وام کوچک خود اشتغالی فرزندم در کش و قوس اداری گم شده است اما سرمایه دار از امکانات این استان استفاده می کند و میلیونها تسهیلات پروژه می گیرد و در منطقه حتی از نیروی بومی نیز برای اشتغال استفاده نمی کند و همچنین مردمی که گویا تبدیل به نیروی خدماتی این مسافرین و مهاجرین شده اند، هریک به خودی خود میتواند موضوع گزارشی جداگانه باشد.

شاید زمان آن رسیده است پیش از آنکه بیشتر از این بدون لحاظ نمودن ظرفیت منطقه ای برای پروژه های گردشگری از این استان مایه بگذاریم، وقت خود را به پیگیری و ارزیابی میزان اثرات مطلوب شعارهایمان بر زیست مردم بومی منطقه صرف کنیم.

 

ارسال پاسخ