تحلیلی از بازی های نیم فصل اول لیگ برتر توسط حسین پسندیده

برای پرداختن به این موضوع که با نیم فصل اول لیگ برتر فوتبال ایران چه شرایطی داشته است باید سوالاتی را مطرح کرد و به دنبال پاسخ‎‌‎های آنها رفت.‏

موضوع نخست به مربیانی برمی‎‌‎گردد که در این لیگ فعالیت می‎‌‎کنند.‏

سوال این است: آیا مربیان که اضافه شده‎‌‎اند دارای بار فنی بالا و ایده‎‌‎پرداز بوده‎‌‎اند؟

لیگ یک اشکال بزرگ دارد. اگر مربیان این لیگ و ایده‎‌‎های آنها را تعقیب کنید متوجه می‎‌‎شوید که این چرخه ثابت است. شاید تنها تغییر و جابجایی این باشد که یکی دو مربی ورود کرده‎‌‎اند. کشورهای صاحب فوتبال به دنبال جذب مربیانی هستند که با حضور خود ایده‎‌‎های جدید را به تیم ها ببرند. آلمان و انگلستان و… سراغ “مربیان با ایده” می‎‌‎روند.‏

مثلا ما مربی‎‌‎ای را داریم که ‌‎۱۷‎، ‌‎۱۸‌‏ سال است که تیم دارد؛ آیا خودش خسته نشده است؟!‏

یا به طور مثال یک مربی داریم که یک سومی حذفی دارد و در دیگر مقاطع تیم‎‌‎هایش هفتم، هشتم و یا نهم شده‎‌‎اند اما چون می‎‌‎داند چگونه با صحبت کردن مدیران باشگاه‎‌‎ها را آرام نگه دارد همچنان کار می‎‌‎کند و تیم دارد

آسایشگاهی برای میهمانان خارجی!

می‎‌‎رویم به سرفصل دوم، یعنی بازیکنانی که از خارج کشور به لیگ اضافه شدند. شما وقتی به عنوان بازیکن دیگر توانایی بازی در لیگ دیگر را هم نداری و یا در هیچ تیم خارجی دیگر نمی‎‌‎توانی ماندگار شوی و به فوتبال ایران برمی‎‌‎گردی قطعا می‎‌‎دانی که کیفیت این لیگ پایین‎‌‎تر از جاهایی که قبلا بوده‎‌‎ای هست.‏

ما قبلا هم از این برگشتی‎‌‎ها دیده بودیم. از بایرن مونیخ به کشورهای عربی رفته و چند سال بازی می‎‌‎کردند و بعد به ایران می‎‌‎آمدند و ‌‎۴‎، ‌‎۵‌‏ سال توپ می‎‌‎زدند. یعنی این بازیکنان سه یار تمام می‎‌‎شدند؛ یک بار در اروپا، یک بار در کشورهای عربی و یک بار هم در تیم ملی. تازه بعد از رفتن از تیم ملی هم چند سالی در باشگاه‎‌‎های مختلف بازی می‎‌‎کردند!

مربیانی که استخوان‎‌‎بندی تیم‎‌‎ها را با خود می‎‌‎برند!‏

پرسش مهم دیگر به کیفیت حرکت داخل میدان تیم‎‌‎ها درنیم فصل اول لیگی که درجریان است مرتبط می‎‌‎شود.‏

تیم‎‌‎ها بعد از آنکه فصل یارگیری را پشت سر گذاشتند به اردو می‎‌‎روند، ترکیه، کیش و یا… چند روز صبح و بعدازظهر تمرین می‎‌‎کنند و بعد دو بازی تدارکاتی انجام می‎‌‎دهند. اسم این را می‎‌‎گذارند برنامه! در فصل نقل و انتقالات هم یک مربی می‎‌‎گوید من ‌‎۶‌‏ بازیکن را نمی‎‌‎خواهم، مربی دیگری می‎‌‎گوید من از آن ‌‎۶‌‏ نفر ‌‎۴‌‏ نفرشان را می‎‌‎خواهم و خودش هم چند نفر را کنار می‎‌‎گذارد که آنها نیز به تیم دیگری می‎‌‎روند. یعنی به همان شکلی که مربیان در این لیگ چرخش می‎‌‎کنند، بازیکنان هم می‎‌‎چرخند. یک مربی از یک تیم می‎‌‎رود و ‌‎۵‌‏ بازیکن که استخوان‎‌‎بندی آن تیم را تشکیل می‎‌‎دهند با خود به تیم جدیدش می‎‌‎برد. در بحث آمادگی جسمانی هم به دلیل آنکه هیچ مربی نمی‎‌‎تواند طی دو سه هفته قبل از آغاز مسابقات در بازیکنان تغییر کیفیت ایجاد کند، شاهد پارگی‎‌‎های مینسک، رباط صلیبی و… هستیم در حالیکه در باشگاه‎‌‎هایی چون رئال مادرید و بارسلونا که طی یک هفته چند بازی انجام می‎‌‎دهند اینگونه آسیب‎‌‎دیدگی‎‌‎ها مشاهده نمی‎‌‎شود.‏

لیگ و تیم ملی و یک تناقض بزرگ

‏ …و اما بخش پایانی بحث به این موضوع برمی‎‌‎گردد که لیگ برترما غنای فنی پائینی دارد. لیگ ما در آسیا هفتم است و تیم ملی‎‌‎مان در جایگاه نخست قرار دارد. پیدا کردن چرایی این تناقض سؤالات بسیاری را پاسخ می‎‌‎دهد. این تناقض را باید کجا درست کرد؟ فوتبال از داخل کتاب به درون زمین نمی‎‌‎رود بلکه از درون زمین به کتاب می‎‌‎رود.‏

ما در این لیگ ایده‎‌‎پرداز نداریم، تحلیلگر نداریم و حتی آنالیزور نداریم؛ آنالیز یعنی مهندسی معکوس فوتبال. آیا در فوتبال ما و در لیگ ما این مسائل وجود دارد؟ ندارد!‏

ارسال پاسخ