” تئوری های درست، تصمیم های غلط “

شورای دوره پنجم شهر رشت‌ از زمان آغاز رسمی فعالیت خود تا به امروز به نظر می رسد که علیرغم دارا بودن تئوری های درست در دستور کار خود، اما در میدان عمل تصمیمات نادرستی را اتخاذ کرده است. معنی این تعبیر این است که شورای شهر رشت در کلیت برنامه های خود فاقد موُلفه استراتژی موقعیتی در مدیریت شهری است و در عرصه اجرایی و سازمانی نیز با نقض تئوری های مبنایی مدیریتی، گام های خود را با تزلزل و سستی برمی دارد.
دقت در رشته اقدامات صورت گرفته از جانب شورای شهر برای دستیابی به اهداف بلند مدت (حداقل برای یک دوره چهارساله شورایی) نشان میدهد که برنامه ریزی های شورایی چه به لحاظ استراتژیک و چه به لحاظ تاکتیکی نشانگر فقدان هدفمندی در برنامه ها و نبود روشِ روشن در برنامه ریزی، برای آینده شهر رشت است.
عدم توفیق در جهت گیری مدیریتی برای انتخاب مدیر شهر و دورشدن از انجام درست مسئولیت مدیریت شهری ، در ایفای وظایف سازمانی در شهرداری و شهر، در کوتاه مدت گذشته از آغاز فعالیت تاکنون ، و بلند مدت باقیمانده تا پایان دوره، بدون تعارف کِشتیِ انتظارات شهروندان را از شورای دوره پنجم به گِل نشانده است. همچنین ارزشمندی عامل زمانِ در دسترس را، که با گذر خود دیگر هرگز قابل جبران هم نیست به سمن بخس مبدل کرده است.
نبود نشانه هایی واضح از برنامه ریزی در دستور کار شورا، و اتخاذ تصمیمات متزلزل و غیر حداکثری در موضوعات مدیریتی در میان شوراییان، نشان می دهد که، آنان در ایفای اولین و مهمترین وظیفه ای که به عنوان شورای شهر در مدیریت شهری بر عهده دارند، انتخاب شهردار را برای شهری با سابقه دور و دراز شهرنشینی و با صبغه ای کاملا فرهنگی و اجتماعی به نام شهر رشت، تبدیل به صحنه ماراتنی بدون برنده کرده اند. به این معنی که از همین حالا، با امعان نظر به آنچه تاکنون گذشته است، می توان احتمال داد که نه اعضای شورا و نه شخصیتی به نام شهردار در پایان دوره پنجم، نخواهند توانست از خط پایان این هماورد نفس گیر، با قضاوتی که شهروندان، کمیته داوری ان را تشکیل می دهند، برنده و سربلند بیرون آیند.
اما نکته حائز اهمیت این جاست که شوراییان محترم دوره پنجم با لحاظ مزیت ها و برجستگی های مدیریتی، اجتماعی، سیاسی و فردی که شخصا دارا هستند، چطور بدون لحاظ موقعیت استراتژیک نهاد شورا، سازمان شهرداری، شهر و شهروندان شریف‌ آن، حداقل تا کنون، نه تنها در اداره شهر نسبت به دوره های مشابه، توفیق قابل ملاحظه ای را کسب نکرده اند، بلکه شهر رشت را نسبت به آن چه که در باره اش در دوره انتخابات خود، وعده کرده بودند و انتظار می رفت که انجام دهند، دور هم ساخته اند.
مشخص نیست شرکت فعال در مراسمات گوناگون و مناسبات مختلف در سطح شهر، صدور بیانیه های تبریک و تسلیت، سخنرانی ها و مصاحبه ها و اظهار نظرهای همه فن حریفانه و…، که کمترین سهم و ثمره اش موضوعات شهری و مدیریتی و مشکلات مرتبط با شهر رشت می باشد، در کدام بند از شرح وظایف و اختیارات قانون شوراها مصوب و به صورت قانونی وظیفه شده است که غافل شدن از آن اصل، انجام وظیفه ای با این درجه از اهمیت را برای اعضای محترم شورا، به بوته مسامحه سپرده است.
آیا در شهری همانند شهر رشت که از آغاز فعالیت دوره پنجم شورا تا اکنون، ابتدا با سر‌پرست، سپس مدتی کوتاه، کم حاصل و ناموفق با شهردار، بعد از ان با سرپرست و بازهم‌در ادامه‌با سرپرست، و…، اداره می شود و متاسفانه شهر اولین ها، حالا به عنوان یکی از بی سر و سامان ترین شهرهای کشور از نظر مدیریت و مدیر شهر در کشور لقب دارد، نباید این سوال پرسیده شود که چرا مدیریت شهری (شورای شهر) قادر نیست تا با توسل و تکیه به مبانی اساسی در تئوری های درست در مدیریت شهری، به تصمیمی صحیح در انتخاب گزینه ای مناسب به عنوان شهردار شهر دست یابد؟ آن چنانکه در ارزیابیِ ارزشمندیِ تصمیمات مدیریت شهری، نمره مقبول را در اداره مطلوب شهر دریافت کند و شهر رشت را از نابسامانی هایی که در حال حاضر و با کمال‌تاسف در آن وجود دارد و آن هم شاید بدلیل قرار گرفتن در روند تصمیم گیری هایی از همین نوع، یعنی مدیریت تبریکی و تسلیتی ایجاد شده است، رهایی بخشد!

آنچه مسلم می نماید این است که، تلاش برای دستیابی به برخی موفقیت ها و برتری ها در میان اعضای شورا، جهت دهی مناسب به فعالیت ها در ارکان مهم سازمان شهرداری، سازندگی و توسعه در شهر، پیش بینی و تهیه و تامین درست منابع برای سازمان و ترسیم تغییرات سازنده در ساختارهای موجود(نرم و سخت افزاری)، قطعا مستلزم وجود رویکردی با برنامه و دوربرد نگر و جدی در شورای شهر و انتخاب گزینه ای مطلوب، با مشخصات و توصیفات مذکور در قانون به عنوان شهردار است. نگرشی که قادر باشد تا با اشراف بر محیط بیرونی، منابع، ظرفیت ها و صلاحیت های درونی در سازمان را به سوی اهداف تعیین شده در برنامه هدایت، و در نتیجه انتظارات و تقاضاهای مخاطبان و ذینفعان مدیریت و مدیران شهری، یعنی شهروندان را، رضایت مندانه برآورده سازد. زیرا در غیر این‌ حالت، همچنان باید منتظر اتخاذ تصمیم هایی بود که در عمل، نادرست از کار در خواهند آمد، در عین حالی که از منظر تئوریک ، در کلام و شعار و در ظاهر درست هستند. آنچنانکه شورای دوره پنجم به نظر می رسد که هم اکنون نیز، با اصرار بر استمرار این روش، در وضعیت موجود شهر و شهرداری، ناخواسته در ورطه آن قرار گرفته است، و اگر این شرایط ادامه یابد، در کمال تاسف باید گفت که، از افق‌ این‌ نگرش غیر متکی بر خرد جمعی همراه ،هماهنگ و متفق و ایضا فاقد استراتژی مدیریتی موثر و همینطور برنامه ریزی اثربخش در تصمیم سازی های شورای شهر، صبح دولتی مستدام، طلوع نخواهد کرد.
بهره برداری از فرصت ها و اجتناب از تهدید ها و جلو گیری از گذر بی حاصل ایام به روز مرگی و هزینه کرد غیر قابل برگشت‌ و بی ثمرِ مادی و معنوی، که البته متاسفانه بدون بازگشت و جایگزین، از‌ جیب شهروندان هم خرج می شود، حداقل چشم داشت به حقی است که شهروندان شریف رشتی از مدیران منتخب خود در مدیریت شهری دارند!
بنا براین، شرایط حساس‌کنونی و مسئولیت پذیری و پاسخگویی در قبال آن، ایجاب‌ می‌کند که آحاد محترم شورای شهر، به اهمیت پیام محور بودن تصمیمات خود، به عنوان تاثیر گذارترین فرآیند در آینده مدیریت شهری، تمرکز و دقت بیشتری را به نمایند و تصمیمات متخده را به تعبیری، تصمیم محافظت کننده مهم، برای استمرار و تثبیت موقعیت نهاد شورا و مدیریت شهری برای آینده، در میان شهروندان و در میدان داوری آنان، به شمار آورند. چراکه جلب رضایت شهروندان، و تامین مصالح و منافع مردم در شهر، قطعا می تواند تضمین کننده تحقق بعضی از اهدافی هم باشد که احتمالا برخی از شورا نشینان‌ محترم در حال پرورش دادن آن در ذهن خود، برای اینده و شهر رشت ( البته در کسوت خدمتگزاری ) هستند!

ارسال پاسخ